از آدمایی که فقط از دلتنگیها و غصه هاشون برات می گن و هیچ وقت از خوشی و شادیشون چیزی بهت نمی گن متنفرم!
بابای 83 سالش مرده هر روز زنگ می زنه نیم ساعت زنجموره می کنه ولی یک کلام از قبولی دانشگاه و مهمونی ها و دور همی ها و ... نمیگه! از سردرد و پادرد و ... که دیگه فاکتور می گیرم، آقا جان پدرت خوب مادرت خوب ما رو ول کن!
بابای 83 سالش مرده هر روز زنگ می زنه نیم ساعت زنجموره می کنه ولی یک کلام از قبولی دانشگاه و مهمونی ها و دور همی ها و ... نمیگه! از سردرد و پادرد و ... که دیگه فاکتور می گیرم، آقا جان پدرت خوب مادرت خوب ما رو ول کن!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر